صداى ناله احياى زينب
تمام كوفه را پر كرده امشب
به قرآنى كه باشد بر سر او
بگويد مصحف عقل ناطقت كو
گهى با چادر خاكى مادر
بگيرد اشك چشم دو برادر
حسن همراه آن خونين عمامه
شب احيا را كرده اقامه
حسينش با عباى غرق در خون
نشيند رو به قبله زار و محزون
يكى دارد به سر قرآن مولا
يكى مى ‏گفت تسبيحات زهرا
بود سقاى اين هيئت ابوالفضل
ولى دارد عجب هيبت ابوالفضل
عجب زيبا بود احياى عباس
كه باشد هيئت باباى عباس
عجب احياى زيباييست بر پا
فقط جاى على خالى ست اين جا
شب قدر على زيبا به پا شد
فقط حق على اين جا ادا شد
على هست امشب مست ابالفضل
بود تقدير در دست اباالفضل
بيا اى عبد سر گردان و مسكين
دهد عباس امشب بر تو تسكين
تو اى شب زنده دار قدر مولا
چه خواهى كربلا يا قبر مولا
دهد عباس امشب نور ديده
برات مكه و برگ مدينه