شور و بحر طويل

 

مددي يا خديجه  الا يا امّ الزهرا(س)
الا يا ايها الناس مرا شيدا نذاريد
فاطمه دخترم را دگر تنها نذاريد
قسم مي‌دم شما را اي مردمِ مدينه
ياسِ دل خسته‌ام را به زيرِ پا نذاريد
به روز بغض و كينه به پيشِ دشمنانش
تمام حاصلم را تو كوچه جا نذاريد
مرا از مال دنيا فقط زهرا بمانده
رخِ زهراي من را برِ غمها نذاريد

 

يا حضرت خديجه(س)
امشب كه بي قرارم ـ هواي كعبه دارم ـ ببين چه دل فكارم ـ در سينه ناله دارم ـ چون مي‌رسد به گوشم ـ از ناله‌هاي زهرا ـ در بين ناله گويد ـ اي واي مادر ندارم ـ بي‌مادري چه سخته ـ بي مادرا مي‌دونند ـ نشونه‌ي يتيما ـ چشماي غرق خونند ـ اي دخترِ خديجه ـ ماندي غريب و تنها ـ امشب به گريه گويم ـ واي از دلِ تو زهرا

شوق

شوق
بيا اي محرم رازم، تو بودي شوق پروازم
شده نام تو آوازم، چه سازم با دلِ زهرا
ز داغت خون جگر گشتم، ببين بي بال و پر گشتم
چو از قبر تو بر گشتم، دگر شد يارِ من غم‌ها
به روز بي كسي من، تو تنها ياورم بودي
كنون مديون تو هستم، برم نامت به هر نجوا
بيا بنگر به زهرايت، كه با دستش ز روي من
بگيرد خاك و خاكستر، ز سوز دل كند غوغا
همه هستي من بودي، كه رفتي آخر از دستم
من از اين غصه بشكستم، شدم تنها تر از تنها

وفادار

وفادار
اي يار وفادار كه رفتي ز برم
داغت شده خنجري ميان جگرم
آن لحظه كه خم شدم براي تدفين
تا شد دگر و نايستاد اين كمرم
با فاطمه دختر چه سازم بي تو
گريد به هواي تو بر اين چشمِ ترم
اي كاش غم تو را تحمل بكند
تنهايي دخترم شده خونْ بصرم
هر صبح به هر شام كنار قبرت
دنبال گُل تو فاطمه در به درم
اي يار سفر كرده خدا يارت باد
من عقده‌ي دوريت به سينه ببرم
هر گاه كه دخترت نمازي خواند
ياد تو خديجه مي‌رسد بر نظرم

مادرِ ياس

مادرِ ياس
در سوگ تو آتشين دلم مادرِ ياس
هجران تو گشته قاتلم مادرِ ياس
زهرا به كنارِ قبر تو مي‌گريد
از ناله‌ي او منفعلم مادرِ ياس
هر ديده‌ي احمد آسماني ابريست
از آه نبي مشتعلم مادرِ ياس
در خلوت دل رسول با خود گويد
اي چاره‌ي حلِ مشكلم مادرِ ياس
در بزمِ عزاي تو سرشكم جاريست
امشب شده غصه حاصلم مادر ياس
در ماه خدا اگر عزادار توأم
الطاف تو گشته شاملم مادرِ ياس
با جلب شفاعت رسول اكرم
كن در دو جهان تو قابلم مادرِ ياس

وفات

 

تو به اسلام مادري كردي

تو به توحيد ياوري كردي

عصمت از دامنت چنان جوشيد

كه به مريم برابري كردي

امّ ابيها

امّ ابيها
همسرم رفت ز هجرش غم دل وا گرديد
بي كسي باز بر اين عمر هويدا گرديد
اي خديجه بنگر بين كه چسان كودك تو
دخترت فاطمه‌ات امّ ابيها گرديد

غربت

غربت
دل من ماتمي ديگر ندارد
غمي جز غربت كوثر ندارد
شب وصلت كنارِ ياسِ من باش
كه زهرا دخترم مادر ندارد

بوسه

بوسه
ميان اشك گفتم دخترت را
نبوسد اين قدر رويت خديجه
كه خود با روي نيلي روزگاري
شود مهمان رود سويت خديجه

تقدیم

تقديم
مادرِ زهرا چو دل را بر نبي تقديم كرد
جانثاري بهر احمد را به خود تصميم كرد
با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش
ياري همسر نمودن را چنين ترسيم كرد

ياري

ياري
هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاريست
هنوز زخمِ نبودن به سينه‌ام كاريست
ز مصحف مددت يك ورق به جا مانده
ميان آن در و ديوار لحظه‌ي ياريست

شرح

خيز از شرحِ فراقت به خدا مادر جان
همچو آغازِ رسالت پدرم تنها شد

هجران

هجران
مادرم كودكي‌ام را تو به هجران بردي
حال من گوشه نشينِ غمِ هجران توأم

 

هجران

هجران
مادرم كودكي‌ام را تو به هجران بردي
حال من گوشه نشينِ غمِ هجران توأم


 

خار

خار
دخترم را همه جا مونس و غمخوار شويد
نگذاريد گلم زخمي هر خار شود

 

آنکه در خانه بود و یک دم هم

خیمه عشق را عمود توئی

صفت مهر را نمود توئی

در کنار تمامی رحمت

مظهری از تمام جود توئی

فاطمه گوهر وجود بود

مخزن گوهر وجود توئی

اولین زن که از زبان رسول

سخن وحی را شنود توئی

اولین زن که با رسول خدا

به رکوع آمد و سجود توئی

با سلام پیمبری به رخش

اولین کس که در گشود توئی

مادری که چهار قابله اش

آمد از آسمان فرود توئی

منعمی را که با تهیدستی

کردگارش بیازمود توئی

آنکه در خانه بود و یک دم هم

غافل از رهبرش نبود توئی

باغبانی که شد گل یاسش

بین دیوار و در کبود توئی

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

اولین زن توئی که قامت بست

اولین زن توئی که قامت بست

به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود

یک سر موی از سر اوکم

شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی

دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای ذهره الزهرا

که بود نور نیر اعظم

مکه و صخره های ستوارش

طائف و نخلهای سر در هم

عاشق بردباریت همه جا

شاهد جانفشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او

یافت ازدست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا

اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

هنوز وارث درد و بلاست زهرایم

تمام هستی خود را به عشق بخشیدم

به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم

ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد

حریم عشق بسوزد به دست اعدایم

ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت

از آن زمان که به دل بود انیس غمهایم

همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من

که من یگانه معین تو در بلاهایم

خدا گواه بسوزم از این که در غم و درد

نبود سایه من بر سر تو، ای وایم

مرا کفن ز بهشت آید ای خدای حسین

اگر چه مادر آن بی کفن به صحرایم

ای خریدار جان پیغمبر

ای خریدار جان پیغمبر

همسر مهربان پیغمبر

احترام تورا نداشت دگر

در میان زنان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد

نام تو از زبان پیغمبر

ای جراغ همیشه تاریخ

در صف دودمان پیغمبر

بوجود تو افتخار کنند

همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی

در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت

کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا

اشفعی یا خدیجه الغرا

تقدیم به حضرت زهرا (س) و مادر بزرگوارشان حضرت خدیجه کبری(س)

 

میان کوچه ها عطر گل و کافور می آید

محمد(ص) دخترم از راه خیلی دور می آید

 

صدای نالهء خاک است این یا شادی افلاک

نوای تو‌آم سوز نی و تنبور می آید

 

محمد سخت دلتنگم برای حزن لبخندش

به سمت مادر امشب ـچشم دشمن کورـ می آید

 

بمیرم دخترم این خاکیان بد با تو تا کردند

نفهمیدند از تو آیه های نور می آید

*

بمیرم دخترم بازوی تو تاریخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سیاه میخ را لرزاند

*

علی امشب قدم در کوچه ها بگذار آهسته

گل پژمرده ات را از زمین بردار آهسته

 

به دور از چشم فرزندانت امشب بی کس و تنها

قیامت را ببین بین در و دیوار آهسته

 

قیامت را ببین در این نگاه رو به خاموشی

قیامت را ببین در این گل تب دار آهسته

 

علی جان دخترم را ،نور چشم خاندانم را

ببر در خاک پنهان کن ولی بسیار آهسته!

 

قدم در کوچه دلتنگیت بگذار آهسته

بیاور این امانت را به ما بسپار آهسته

*

بمیرم دخترم بازوی تو تاریخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سیاه میخ را لرزاند

 

 نغمه مستشار نظامی1383

 

تقدیم به حضرت زهرا (س) و مادر بزرگوارشان

میان کوچه ها عطر گل و کافور می آید

محمد(ص) دخترم از راه خیلی دور می آید

 

صدای نالهء خاک است این یا شادی افلاک

نوای تو‌آم سوز نی و تنبور می آید

 

محمد سخت دلتنگم برای حزن لبخندش

به سمت مادر امشب ـچشم دشمن کورـ می آید

 

بمیرم دخترم این خاکیان بد با تو تا کردند

نفهمیدند از تو آیه های نور می آید

*

بمیرم دخترم بازوی تو تاریخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سیاه میخ را لرزاند

*

علی امشب قدم در کوچه ها بگذار آهسته

گل پژمرده ات را از زمین بردار آهسته

 

به دور از چشم فرزندانت امشب بی کس و تنها

قیامت را ببین بین در و دیوار آهسته

 

قیامت را ببین در این نگاه رو به خاموشی

قیامت را ببین در این گل تب دار آهسته

 

علی جان دخترم را ،نور چشم خاندانم را

ببر در خاک پنهان کن ولی بسیار آهسته!

 

قدم در کوچه دلتنگیت بگذار آهسته

بیاور این امانت را به ما بسپار آهسته

*

بمیرم دخترم بازوی تو تاریخ را لرزاند

صدای ناله ات قلب سیاه میخ را لرزاند

 

 نغمه مستشار نظامی1383

 

روح مداوا دادی....

به تن زخمی من روح مداوا دادی

قوت قلب نبی جان مرا نا دادی

تلخی سنگ به لبخند تو شیرین می شد

غم دلواپسی ام را به دلت جا دادی

سالها عمر تو با زخم زبانها طی شد

پای من وقف شدی هست خودت را دادی

هیچ کس مثل تو ای خوب به من لطف نکرد

تو مرا زیر پر و بال خودت جا دادی

می روی قلب من از درد به خود می پیچد

بی کسی های مرا باز به غمها دادی

فکر تنهایی من بوده ای ای گل زیرا

همه عاطفه ات را تو به زهرا دادی

                                                                    

شاعر؟؟؟

                           

مولاتی خدیجه (س)

اى قبله حاجات مولاتى خديجه

اى مادر سادات مولاتى خديجه

اى آنكه نور عشق لبخند تو باشد

زهرا نمايد فخر فرزند تو باشد

اى بهترين مادر گرامى همسر عشق

هستى خود دادى به راه رهبر عشق

اى گرمى كاشانه احمد خديجه

اى سفره دار خانه احمد خديجه

عالم هنوز از سفره تو لقمه گيرد

تا كور گردد عايشه آتش بگيرد

تو رمز پيروزى ختم المرسلينى

در هر دو عالم حتم دارم بهترينى

تو نور بخش دين ميان عالمينى

در كربلا تو ذكر لبهاى حسينى

تو درس بر زهرا ميان كوچه دادى

خود را سپر بر سينه احمد نهادى

هركس‏كه‏اهل‏توست‏مادر،خورده‏سيلى

باشد نشان نسل تو رخسار نيلى

رفتى نديدى دخترت دركوچه‏جان‏داد

با صورت از سيلى به روى خاك افتاد

                                                                                                        شاعر؟؟؟

اى همسر باوفاى احمد

اى همسر باوفاى احمد

اى همنفس دعاى احمد

اى جان به ره حبيب داده

اى عاشق و مبتلاى احمد

اى زينت خانه پيمبر

ممنون ز تو شد خداى احمد

از جان و مقام و مال رَستى

مردانه شدى فداى احمد

اسلام ز تو گرفته رونق

از توست رَسا، صداى احمد

سيلى نه! ولى تو سنگ خوردى

اى سينه سپر براى احمد

سر منشأ كوثرى خديجه

ليلاى پيمبرى خديجه

اى فاطمه را تو پروريده

اى رنج و بلا بجان خريده

سادات ز تو مقام دارند

صدّيقه، زكيّه و رشيده

مكّه ز تو افتخار دارد

بر خويش قدوم تو بديده

كعبه به طواف توست مُحتاج

با خون دلت شدى شهيده

مرغ دل شيعه پر شكسته

بر خاك غريب تو پريده

حتى كفنى دگر ندارى

جانم بفداى تو حميده

با اشك نبى، رُخ تو را شُست

اول كفن بهشتى از توست

اى بانوى ذوالكرم خديجه

اى مادر اهل غم خديجه

دلداده تو حبيب حق بود

صاحب نفس حرم خديجه

بر سفره تو نشسته حيدر

پيش همه محترم خديجه

زود است براى دختر تو

غربت بخورد رقم خديجه

اى كاش ميان كوچه بودى

با فاطمه همقدم خديجه

از ضربت قنفذ ستمگر

دستش بشود قلم خديجه

آيد ز تو و به نام زهرا

مهدى پىِ انتقام زهرا

                                                                                                           شاعر؟؟؟

من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم

من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم

منم كه مادر امّ الائمه زهرايم

 به افتخار كنيزي مصطفي اين بس

كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم

 خداست شاهد حالم كه من چه‏ها ديدم

اگر چه شاد ز يك عمر امتحانهايم

 گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا

گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم

 اگر بهشت برين جايگاه شأن من است

براي اينكه به دنيا مطيع مولايم

 ز نيش طعنه نمام‏هاي آل قريش

هنوز وارث درد و بلاست زهرايم

 تمام هستي خود را به عشق بخشيدم

به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم

 ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد

حريم عشق بسوزد به دست اعدايم

 ستم به فاطمه‏ام از قديم عادت داشت

از آن زمان كه به دل بود انيس غمهايم

 هميشه فاطمه مي‏گفت از درون با من

كه من يگانه معين تو در بلاهايم

 خدا گواه بسوزم از اين كه در غم و درد

نبود سايه من بر سر تو، اي وايم

 مرا كفن ز بهشت آيد اي خداي حسين

اگر چه مادر آن بي كفن به صحرايم