مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

مدح حضرت معصومه سلام الله علیها

نخوانده آمده‌ام، آشناترینِ حرم درقم!

فرشته‌های حریم خدا سلامٌ علیکم

عجیب نیست به یمن مسافری که شمایید

در این کویر اگر بشکفد بهار ترّنم

عجیب نیست که گسترده‌اند مردم این شهر

به زیر پای شما غنچه‌های اشک و تبسّم

سلام دخترِ معصومۀ شهیدۀ اوّل!

سلام خواهرِ تنهاییِ ستارۀ هشتم!

سلام ما به تو دختر سلام ما به تو خواهر

سلام ما به تو بی‌بی سلام ما به تو خانم

همیشه بین دل و دیده در هوای تو گویی

حکایتی است که با اشک می‌رسد به تفاهم

رضا ز قم طلب و سوی طوس رو که علی هم

همیشه فاطمه را داده بود حق تقدّم

گلی شکفته ز گلزار اهل بیت که با نور

خدا نوشته به گلبرگ او «لیذهب عنکم»

سلام اختر مزّمّل، ای کریمه، نگاهی!

سلام غنچۀ مدّثّر از حیای خدا، قم!

در این سرای کرم دستهام، کاسۀ خالی

کبوتران ترا اشکهام، دانۀ گندم

چه لطف دیده مگر سائل نشسته بر این در

که نان طلب ننماید ز سفرۀ مه و انجم

به نور علم خداوندی‌اش ملائکه و روح

به خدمت آمده در مکتبش به قصد تعلّم

ز جذبۀ تو جهانهاست متصل شده با هم

ز جن و انس و ملک گرد این حرم به تزاحم

خدا گواه که تا بوده کعبۀ حرم تو

همیشه صاحب این خانه داده حاجت مردم

غریب آمده‌ام ای که خاندان تو شهره‌ست

به مکرمت به کرامت به مرحمت به ترحّم

بقیع فاطمه پیداست در نگاه تو ای دل

مقام حضرت معصومه را اگر نکنی گم

مدح حضرت معصومه (س)

شهر قم یک گل به نام حضرت معصومه دارد
این شرف را شهر قم با حضرت معصومه دارد

شهر ما سرمست گشته از شمیم عطر کویش
یک جهان عطر مصفا حضرت معصومه دارد

هر که شد مهمان به قم از فیض اولبریز گشته
این کرامتها به دلها حضرت معصومه دارد

من چه گویم از محبت ، از وفا ، از عشق بانو
یک بغل فیض معلا ، حضرت معصومه دارد

بی بی ما بس که دارد بر رفیقانش مروّت
در گهی غرق تماشا حضرت معصومه دارد

مانده ام در کار این احسان و این فیض مکرر
عاشقی بی تاب و شیدا حضرت معصومه دارد

کاش می شد با جهانی گویم از گیرائی او
محفلی پر نور و والا حضرت معصومه دارد

در حریمش چون نباشد فاصله بین ضعیفان
صحنه ای پر شور و غوغا حضرت معصومه دارد

اشک مانده در خجالت در طواف طور چشمش
چشمه ای یکتا به دنیا حضرت معصومه دارد

من فدایت بی بی عالم عزیزا
برکه ای از دار معنا حضرت معصومه دارد

زهرا فراهانی –
 




مدح حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله عليها )

شعر آيت الله وحيد در مدح حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله عليها )

  اى دختر عقل و خواهر دین     وى گوهر دُرج عزّ و تمکین

 عصمت شده پاى بند مویت        اى علم و عمل مقیم کویت

  اى میوه‌ی شاخسار توحید       همشیره‌ی ماه و دخت خورشید 

  وى گوهر تاج آدمیّت           فرخنده نگین خاتمیّت

  شیطان به خطاب قم براندند             پس تخت تو را به قم نشاندند

  کاین خانه بهشت و جاى حوّاست           ناموس خداى جایش اینجاست

  اندر حرم تو عقل مات است          زین خاک که چشمه‌ی حیات است

  جسمى که دراین زمین نهان است          جانى است که در تن جهان است
 
  این ماه منیر و مهر تابان            عکسى بود از قم و خراسان

  ایران شده نور بخش ارواح            مشکات صفت عرش و کرسى

  هر کس به درت به یک امیدى است   محتاج تر از همه «وحیدى» است

اشک

اشك
مردم از اين جدايي (2)
جانم رضا كجايي (2)
اشكم ز رخ چكيده
شد قامتم خميده
از هجرِ روي يارم
جانم به لب رسيده
مردم از اين جدايي (2)
جانم رضا كجايي (2)
دلدار و دلبرم كو
خدا تاجِ سرم كو
آمدم از مدينه
اي واي برادرم كو
مردم از اين جدايي (2)
جانم رضا كجايي (2)
از هجمه‌هاي هجران
بال و پرم شكسته
مرگم كنارِ بسترِ
در انتظار نشسته
مردم از اين جدايي (2)
جانم رضا كجايي (2)

انتظار

انتظار
بين ره مانده‌ام
در خيالت رضا
مي‌روم از جهان
بي‌وصالت رضا
من كه در غربت به سر مي‌برم
غربت طوس تو را مي‌خرم
تويي پشت و پناهم
يا رضا چشم به راهم
يا رضا جان بيا (2)
من كه چون عمه‌ام
خواهري مضطرم
داغِ زينب شده
خون به چشمِ ترم
من فقط هجرِ رضا ديده‌ام
جسم بي‌سر من كجا ديده‌ام
شده ذكر همه شب
چه كشيدي يا زينب
يا رضا جان بيا (2)
همچو مادر بُوَد
نام من فاطمه
آمده در برم
مامِ من فاطمه
مادر و من گريه‌ها مي‌كنيم
گريه بر حالِ رضا مي‌كنيم
يا غريب خراسان
يا رضا جان رضا جان
يا رضا جان بيا (2)

آرزو

آرزو
آرزويم آمدن بود سوي كويت اي برادر
من نديدم عاقبت آن شمعِ رويت اي برادر
عمر من آمد به سر در بين راه
حسرت از روي تو و من يك نگاه
اي برادر اي رضا جان(2)
قطره قطره اشكِ چشمم مي‌زند بر دل شراره
انتظارت مي‌كشم من تا بيايي اي ستاره
مي‌روم از اين جهان مولاي من
عشقِ ديدارت شده سوداي من
اي برادر اي رضا جان(2)
غصه دارم از جدايي اي برادر جان كجايي
مي‌شود يك لحظه امشب پيشِ خواهر از درآيي
من فداي صورت چون ماهِ تو
يا رضا جان من فداي آه تو
اي برادر اي رضا جان(2)
مي‌روم من سوي جنّت تا ببينم سرورم را
رازِ غربت بر برادر تا بگويم مادرم را
الوداع اي ضامن آهوي من
شهر قم شد تا قيامت كوي من
اي برادر اي رضا جان(2)

السلام ..

السلام 
السلام اي افتخارِ شهرِ قم
السلام اي نور و رحمت بهرِ قم
السلام اي از تبارِ فاطمه
پيرو آيين و يارِ فاطمه
السلام اي قبله‌ي هر شيعه‌اي
در كتاب عاشقان اسطوره‌اي
السلام اي نور عصمت نور دين
دشمن سرسختِ قومِ ظالمين
السلام اي خواهرِ شاهِ غريب
اي برادر را تويي الحق حبيب
السلام اي حامي دينِ نبي
اي جواهر خواهرِ نيكِ علي
السلام اي مريمِ آلِ رسول
نام تو همنام با نامِ بتول
السلام اي قبله‌ي هر حاجتي
اي كه از سوي خدا تو آيتي
السلام اي حرمتِ افلاكيان
شهرِ قم دريا و گوهر در ميان
السلام اي جمله از هجرت اسير
جان زهرا دستِ عالم را بگير
السلام اي بارگاهت شهر خون
فطرس از لطف تو دارد اين جنون 

حضرت معصومه علیها السلام

آئینه روی کوثرم من


دلبند موسی ابن جعفرم من

از غم در نوایم خواهررضایم واویلا

واویلا واویلا

از هجر یارم دلشوره دارم

از حال وروزش خبر ندارم

می ترسم که تنها گردد صید اعدا واویلا

واویلا واویلا

گرسوزداززهر پاتاسرتو

نشد جسارت بر خواهر تو

می سوزم همه شب با غمهای زینب واویلا

واویلا واویلا

 نجوا

  نجوا
امشب اين دل گشته بينِ سينه گم
مهدي صاحب زمان آيد به قم
شالِ ماتم را به سر انداخته
ناله‌اش بر جان شرر انداخته
گويدش اي عمه‌ي چشم انتظار
آمدم بالين تو من بي‌قرار
آمدم در شهر قم يارت شوم
من در اين غربت پرستارت شوم
طاهره، مرضيه، ماهِ عالِمِه
اي كريمه، اي رضيه، فاطمه
اي كه نامت شبه نامِ مادرم
در برت با يادِ مادر مضطرم
عمه جان معصومه بين بستري
لحظه‌ي ناله شبيه مادري
فرق تو با مادرم بس باشد اين
او ميان كوچه‌ها خورده زمين
او ميان كوچه سيلي خورده است
ميخ در پهلوي او آزرده است
اي كه هر جا بي‌قرينه بوده‌اي
كي دچارِ دردِ سينه بوده‌اي
مردم قم احترامت كرده‌اند
كي تو را گريه حرامت كرده‌اند
اهل قم گريان و زارت گشته‌اند
روز و شب چشم انتظارت گشته‌اند
با گل و لاله تو را دفنت كنند
كي شبانه در خفا كفنت كنند
عمه جان امشب خريدارت منم
مرهمِ آن جسمِ بيمارت منم
اين دلم با ناله در تاب و تب است
پيش تو هستم دلم با زينب است
زينب ثاني خطابت مي‌كنم
گريه بر حالِ خرابت مي‌كنم
مردم اينجا افتخارت كرده‌اند
كي حجابي از تو غارت كرده‌اند
سر درِ قم را به گُل آويختند
كي به رويت سنگ و آتش ريختند
عمه جان اينجا و ملكِ ري كجا
كوفه و شام و سر بر ني كجا
خنده‌ي مردم در اين قم مرهم است
خنده در بزمِ يزيدي ماتم است
عمه جان برخيز و دل صد چاك شد
چشمِ خونبار رضا غمناك شد
چشم بر راه تو چشمانِ رضا
من چه گويم با تو جانانِ رضا
عمه جدّ من غريب و زار شد
چشمِ تو چون چشمِ مادر تار شد
زينب و زهرا و حيدر آمده
باب تو موسي بن جعفر آمده
عمه جان چشمِ خودت را باز كن
با رضا شرحِ غمت آغاز كن
اهلِ قم هر جا صدايت مي‌كنند
خاك بر سر از عزايت مي‌كنند

حضرت معصومه علیها السلام

سوغات
اي كه سوغات از مدينه بهرِ ما آورده‌اي
ماتمِ شام و غمِ كربلا آورده‌اي

رباعي و دوبيتي


ولايت
اي ذكرِ جهان بُوَد ثنايت
ما سائل و از تو يك عنايت
معصومه‌ و عمه‌ي امامي
هم خواهر و دختر ولايت

السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت فاطمة و خديجه، السلام عليكِ يا بنت امير المؤمنين، السلام عليك يا بنت حسن و الحسين، السلام عليكِ يا بنت ولي الله، السلام عليكِ يا اخت ولي الله، السلام عليكِ يا عمة ولي الله، السلام عليكِ يا فاطمة المعصومه، يا فاطمه اشفعي لي في الجنه فان لكِ عندالله شأناً من الشّأنِ




یا فاطمه معصومه (س)




یا فاطمه معصومه (س)



چشم تموم شیعه ها ، ابریه مثل آسـمون


هزار ساله اشکای ما ، می باره از غربتتون



از چشم عالم ، می باره هر دم ، غصه و ماتم



میون طوفـان غم ریخـته همه بال و پـرم

بی بی جـون جز در خـونة شـما کجـا برم

همة غصه هام از توی چشام جاری می شه

وقتایی که می شـینم گوشـة خـلوت حرم



------------------------------



الهی هیچ وقت سایه تون ، از سر ماها نشه کم

یـه ذره از مهـرتونو ، به هـر دو عالم نمـی دم



هستی مائید ، نور خدائید ، مشکل گشائید

*

با شـما تمـوم زندگی مـا خدائـیه

آره تا یـادم میاد دلم امام رضـائیه

زیر پرچم عنایات شما یه عمره که

اشکای چشای ما همیـشه کربلائیه

حضرت معصومه علیها السلام

مرغ دلم راهی قم ميشود
در حرم امن تو گم ميشود

***
عمه سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک

***
كوثر نوری به كوير قمی
آب حيات دل اين مردمی

***
عمه سادات بگو كيستی؟
فاطمه يا زينب ثانيستی؟

***
از سفر كرب و بلا آمدی؟
يا كه به دنبال رضا آمدی؟

***
من چه كنم شعله داغ تو را
درد و غم شاهچراغ تو را

***
کاش شبی مست حضورم كنی
باخبر از وقت ظهورم كنی

(زنده یاد آقاسی)

عالم عزادار




عالـــم چــرا چنيــن مــاتم سـرا شد روز شهـــادت اخت (س) الـرضـا(ع) شــد


حجت بن الحسن(عج)گشته سيه پوش قبــر معصــومه(س) رادارد در آغـــوش

وفات حضرت معصومه علیها السلام

آيتي از خداست معصومه

لطف بي انتهاست, معصومه

جلوه اي از جمال قرآنی

چهره اي حق نماست, معصومه

عطر باغ محمدي دارد

زاده مصطفي است, معصومه

پرتوي از تلألوء زهرا (س)

گوهري پر بهاست, معصومه

ماه عفت نقاب آل كسا

دختر مرتضاست, معصومه

اختري در مدار شس شموس

يعني اخت الرضاست, معصومه

زائران, يك در بهشت اينجاست

تربتش با صفاست, معصومه

در توسل به عترت و قرآن

باب حاجات ماست, معصومه

از مدينه, به قصد خطه طوس

رهروي خسته پاست, معصومه

تا زيارت كند برادر خويش

فكر و ذكرش دعاست, معصومه

روز و شب, عاشقي بيابان گرد

خواهري با وفاست, معصومه

يا مگر اوست, زينب دگري

كز برادر جداست, معصومه

تا بداني كه نيمه ره جان داد

بنگر اكنون كجاست, معصومه

از وطن دور و از برادر دور

حسرتش غم فزاست, معصومه

داغ زهرا و داغ اجدادش

وارث كربلاست, معصـــومه

هر حسينيه بيت اوست (حسان)

چونكه صاحب عزاست, معصومه

از غم ...

از غم بانوی بهشت  جهان پر از تاب وتبه

 

فرشته ها به هم میگن  چقدر شبیه زینبه

 

سایبون محبتش  همیشه روی سرمه

 

داد می زنم فدات بشم تویی غریب فاطمه

 

شبیه بین الحرمین کانون رحمت خدا

 

ازحرم قشنگ تو تا حرم امام رضا

 

صحن وسرای زینبی اول راه بردگی

 

مرکز علم ومعرفت  اخر عشق زندگی

 

از حرم تو می گیرم  اذن دخول جمکران

 

به خاطر اینکه تویی عمه صاحب الزمان

 

بین تو برادرت حریم آل مرتضی

 

مثل مدینه تا نجف  مثل دمشق تا کربلا

 

هرکی زیارتت کنه ساکن جنت خداس

 

بی بی منم بهشتی کن  بهشت من امام رضاس

 

مثل محرم می مونه حال وهوای ماتمت

 

از پیش تو سلام میدم به مادر بی حرمت

ای ...

اى در لطف و عنايات رضا

زينب امّ المصيبات رضا

اى برادر تشنه ديدار تو

اى بهشت ارزانى زوّار تو

اى دو چشمت اشكبار فاطمه

اى مزار تو مزار فاطمه

كاش مى‏شد شهر يثرب شهر قم

تا نمى‏شد قبرآن مظلومه گم

عرشيان از مردمت در حيرتند

مردمان شهر تو با غيرتند

مردمانى اهل صبر و اهل حلم

اهل تقوى اهل دين و اهل علم

پير ما از شهر تو كرده طلوع

انقلاب ما از آنجا شد شروع

اين همه را جمله مديون توئيم

حضرت معصومه! ممنون توئيم

پير مردى پا برهنه قد كمان!

ناقه حمل تو را شد ساربان

هركسى آمد به استقبال تو

هر دلى جويا شد از احوال تو

قم ترا در گوشه ويران نبرد

هيچ كس در كوچه‏اى سيلى نخورد

قم به استقبالت از روى وفا

نُقل مى‏پاشيد نه سنگ جفا

قم ترا در شهر آواره نكرد

چادرت را هيچ كس پاره نكرد

قم به تو مى‏گفت مهمان و عزيز

كى تو را مى‏خواند با نام كنيز

اهل قم لايق براى رحمتند

دوستدار اهل بيت عصمتند

اى تو را همسايه‏اى چون جمكران

يك سلام از ما بر آن آقا رسان

باز گو كن حال اين بيچارگان

گفتگو كن با اميد عاشقان

گو كه يارا سوى اين منزل بيا

ركعتى در جمكران دل بيا

همره اين ناله داران گريه كن

يك نگاهت را به دلها هديه كن

   وفات حضرت معصومه علیها السلام

ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو

 

برتر از عطر بهشت است به جانها بوی تو

 

مسجد الحرام عشقی کعب را خود قبله ای

 

چون شرف دارد به کعبه خاک قبر و کوی تو

 

یادگار بی مثال مادری غم دیده ای

 

ثانی زهرا شدی و دیده ها شد سوی تو

 

فاطمه هستی و هم معصومه و مظلومه ای

 

فاطمه هستی ولی نیلی نباشد روی تو

 

فاطمه هستی و نورانی چو زهرایی ولی

 

کی شده بشکسته از ضرب جفا پهلوی تو

 

از میان کوچه های شهر قم کردی عبور

 

چادرت خاکی نشد خونین نشد بازوی تو

 

من نمی دانم تو هم قامت کمان بودی مگر

 

کز غمت خم شد فلک بر روضه مینوی تو

 

گرچه جان دادی ولی تا انتها پاینده ای

 

زنده می گردد مسیحا با نسیم هوی تو

 

چون نباشد محرمی در دفن جسم اطهرت

 

با جوادش آمده آن دلبر نیکوی تو

 

گر نمایی یک نظر بر خاک زیر پای خود

 

جان فدا کردن خوشا بر تربت دلجوی تو

 

با رضای خود بگو بر حال ما گردد رضا

 

تا شود راضی زما آن ساقی مه روی تو

 

زائرت چون زائر زهرا بود در رسم عشق

 

ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو

 

محمد علی شهاب