بر درد عشق نسخه و درمان اثر نكرد
مرهم برای زخم غم تو ثمر نكرد
تنها حریم پاك تو داریم زآن زمان
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نكرد
از هر قبیله ای به تو امید بسته اند
نبود كسی كه چشم تو بر او نظر نكرد
شاهنشه غریب، امیر رئوف طوس
دل نیست، آنچه داغ تواش پر شرر نكرد
در بازكن كه از ره دوری رسیده ام
این خسته بی دلیل در این ره، خطر نكرد
امشب، سحر دوباره به كوی تو آمدم
مخمورم و به شوق سبوی تو آمدم
بر حال من به جان جوادت نگاه كن
فكری به حال این دل بی سرپناه كن
بر زائران پاك تو من غبطه می خورم
آقا ترحمی به من پر گناه كن
امشب برات كرب و بلای مرا بده
ما را دوباره زائر آن بی سپاه كن
گر این زیارتم شده دیدار آخرین
در روز حشر یاد من رو سیاه كن
در راه عشق، اهل غم و درد خواستی
با چشم نافذت تو مرا مرد راه كن
مولا به جان ما تو بگو با امام عصر
یوسف بیا بخاطر من ترك چاه كن
تا روز حشر نوكری ات افتخار ماست
اینجا بهشت روی زمین جنت الرضاست
سروده احسان محسنی فر