مثل غريبه ها به شما خيره مي شوم
از لا به لاي پنجره ها خيره مي شوم
از راه دور آمده ام پاي بوستان
بر دست تان شبيه گدا خيره مي شوم
هر وقت آمدم سرت آقا شلوغ بود
بين صداي سوز و دعا خيره مي شوم
تا چشم کار مي کند اينجا کبوتر است
چون کفتري به باب رضا خيره مي شوم
اينجاست کعبه فقرا ، ثامن الحجج
هر لحظه بر مقام و منا خيره مي شوم
وقت وداع آمده اما هنوز هم
بر گنبد بلند شما خيره مي شوم
مهدي صفي ياري 29 آبان 86
از لا به لاي پنجره ها خيره مي شوم
از راه دور آمده ام پاي بوستان
بر دست تان شبيه گدا خيره مي شوم
هر وقت آمدم سرت آقا شلوغ بود
بين صداي سوز و دعا خيره مي شوم
تا چشم کار مي کند اينجا کبوتر است
چون کفتري به باب رضا خيره مي شوم
اينجاست کعبه فقرا ، ثامن الحجج
هر لحظه بر مقام و منا خيره مي شوم
اي آفتاب طوس ، دلم شور مي زند
از سمتتان به سمت خدا خيره مي شوم
وقت وداع آمده اما هنوز هم
بر گنبد بلند شما خيره مي شوم
مهدي صفي ياري 29 آبان 86
+ نوشته شده در ساعت توسط مسافر
|