دوباره نوبت غفران رسیده

دوباره بهر تو مهمان رسیده

دوباره آمدم با روسیاهی

چه می خواهی کنی با من الهی

اگرچه لایق زجر .و عذابم

گرفتار گناه بی حسابم

ولی رحمی به حال این گدا کن

مرا از بهر احسانت صدا کن

شب جمعه شب مهمانی توست

شب مهمانی نورانی توست

شبجمعه تو خود کردی صدایم

که با شرمندگی پیشت بیایم

بیا بر اشک چشم من صفا بخش

مرا جان شهید کربلا بخش

اگرچه از دل خود ناامیدم

ولی سینه زن شاه شهیدم

یقین دارم که دستم را بگیری

مرا با زشتیام هم می پذیری

جواد حیدری